خصوصیات خانواده های خوشبخت ...
طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند
كوشش مصلحان جامعه مخصوصاً پیامبران خدا این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد
1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند
2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند
3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند
4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند
5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند
6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند
7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند
8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند
9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند
10 – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند
11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است
12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند
13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست
14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند
15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری
16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند
17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند
18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند
19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند
20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست
21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند
22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند
23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند
24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند
ز ل ز ل ه ...
متوجه زلزله شدید؟؟؟؟؟؟؟
من دارم سکته می کنم ..![]()
خدا کنه پس لرزه نداشته باشه ![]()
خدایا ....
![]()
اندر احوالات این چند وقته ...
راستش خیلی خوشحال و ممنون می شم وقتی می بینم یه سری از دوستام واقعا همیشه به یادم هستن و همیشه با سر زدناشون خوشحالم میکنن![]()
آخه من از بعد از قرار وبلاگی که با سختی خیلی زیادی بهش رسیدم یک دفعه احساس کردم که دوستام دیگه منو دوست ندارن و داشتم افسرده میشدم ![]()
راستش از بانه براتون بگم که ما حدود ۱۲ شب راه افتادیم و نزدیکیهای صبح توی زنجان دو سه ساعت خوابیدیم
بعدش هم حدودای ظهر رسیدیم اونجا و تا شب تمام بازارشو زیر و رو کردیم و من یه عالمه شامپو و صابون و عطر و ساق شلواری و بلوز و عروسک و جوراب و گن و کمربند لاغری و ... خریدم که خیلی ذوقمرگم کرد ![]()
یه پتوی دو نفره خیلی خوشمل هم خریدیم
بعدش هم رفتیم و غذایی که من درست کرده بودم رو خوردیم و ماشینو حسابی پوشوندیم و توش خوابیدیم که خیلی هم جالب شد واسمون ![]()
صبح هم حدودای ۸ بیدار شدیم و تا کارامونو کردیم شد ۹ و زدیم به قلب بازار برای شروع خریدامون ..
اول از همه رفتیم و تلویزیونمونو خریدیم که ما هر چی به آقاهه گفتیم تخفیف بده نداد ..و گفت برام ۱۰۰۰ تومان!!!!! سود داره
فکر کنین که ما هم باور کردیم که چنین مغازه بزرگی رو به خاطر ۱۰۰۰ تومان می گردونه و به خودش و کارگراش زحمت میده ..
من به اینکه هر کسی یه فرشته ای داره که همه جا مواظبشه خیلی اعتقاد دارم و همیشه برای کارام از خدا و فرشتم کمک می خوام ...
البته شاید برای کسایی که بهش اعتقاد ندارن خنده دار باشه ولی برای من خیلی محترمه ..
خلاصه من از فرشتم کمک خواستم و آقاهه موقع نوشتن فاکتور بهمون صد هزار تومان !!!!!! تخفیف داد که ما نفهمیدیم کار خدا و فرشتمون بود و یا اشتباه فروشنده ؟؟؟!!!
البته چون من به آقای فروشنده توضیح دادم که ما یه عروس دامادیم شاید دلش خواسته به ما کادو داده باشه ![]()
آخه من خیلی باهاش چوووووونه زدم و فکم کلا درد گرفت ...
می خواستیم سرویس صوتیمون رو هم از همونجا بخریم که از تهران گرون تر بود ...
یه مقدار هم مزاحم گیتی عزیزم شدم که هی ازش آمار می گرفتم که غذا ساز و لوازم برقی چه مارکهایی بهتره ؟؟
بعدش هم اومدیم و من دو تا سروس کامل آرکوپال خریدم و بعدش هم رفتم کل سرویس کریستالمو که خیلی تک و شیک شد رو خریدم ...بعدش هم رفتیم و روتختیمو که خیلی کار شده و زیباست رو خریدم که خیلی هم دوستش داریم ..
بماند که چقدر حرص خوردم ..آخه فروشندش انتظار داشت همه جنسا رو ندیده و باز نکرده بدون اینکه چکشون کنم بردارم و بیارم
منم که حساس دونه دونشونو در این حالت
چک کردم ![]()
بعدش هم اومدیم و یه سرویس کامل اپی لیدی خریدیم که فروشندش خیلی محترم و خوب بود و کلی ذوق زده شدیم و برای آخرین بار بازار رو دور زدیم که راه بیفتیم بیایم که یه دست فنجون دیدیم که هر کدومش مال متولد یک ماه بود و ما هم که خیلی خوشحال از فروشنده قبلی بودیم رفتیم و خواستیم بخریم که آقاهه خیلی مرد بی تربیت و بد اخلاق و مغرور و یکدنده ای بود و کلی هم انرژی منفی داشت ...![]()
و ما بالاخره چون فنجونا رو دوست داشتیم خریدیمش ولی یه عالمه آقاهه رو دعوا کردم تو دلم ![]()
بعدش هم اومدیم و یه عالمه کالباس و خوراکی های خوشمزه خریدیم و یک آب آناناس شادلی که واقعا از همه مارکهای دیگه خوشمزه تر بود (تبلیغ شد آیا ؟؟؟)
بعدش هم راه افتادیم به سمت منزل و توی راه هم کلی خوانندگی کردیم و حدودای ۵ صبح رسیدیم خونه ![]()
این بود شرح سفر بانه ![]()
سه شنبه شب هم با یکی از دوستامون رفتیم و جاتون خالی کله پاچه خوردیم ساعت ۱۰ شب
و باهاش برای ۵ شنبه عصر قرار گذاشتیم که بریم شماااال
چهارشنبه شب هم رفتیم سراغ یکی از دوستامون که ازش چند تا فیلم گرفته بودیم و می خواستیم فیلماشو پس بدیم که حرف شمال افتاد و قرار شد یه دفعه هم با اون بریم شمال ...
فرداش هم که روز پنج شنبه بود من با همون دوستمون صحبت کردم و گفتم حدود ساعت ۵ یا ۶ آماده باش که دیگه راه بیفتیم ..
که من توی ترافیک موندم و وقتی رسیدم خونه حدودا ساعت ۷ بود و من هر چی زنگ زدم این دوستمون مثلا لج کرد و دیگه گوشیشو جواب نداد ..
بعدش هم مهربون یه مقدار بدخلقی کرد که تقصیره تو شده و تو دیر کردی خودتم پیداش کن .. یا دیگه نمیریم ولی من اینجوری بودم و هیچ جوری خندم بند نمی اومد
آخه ترافیک که تقصیر من نبود ![]()
تازه خیلی ریلکس در این فکر بودم که یعنی انقدر یه آدم می تونه بچه باشه که به خاطر یه مقدار دیر شدن دیگه گوشیشو جواب نداده !!!!
هر چی هم به باباش و داداشش زنگ زدیم احساس کردیم دارن ما رو می پیچونن ...
تا اینکه ساعت حدود ۹ شد و من در کمال آرامش چیزامو برداشتم و رفتیم سمت خونه مهربون اینا بعدش هم مهربون خیلی آروم شد و به اون یکی دوستمون که ازش فیلم گرفته بودیم زنگ زد و باهاش قرار گذاشت و به این نتیجه رسید که دنیا به آخر نرسیده و نباید خودمونو ناراحت کنیم و ...
ادامه دارد ....
قول میدم زود بیام ...
فعلا بای ![]()
!!!
صبح به صبح میام و با کلی ذوق و شوق وبلاگم رو باز می کنم که ببینم کسی اومده پیشم یا نه ؟ !!!
ولی هر بار نا امیدتر از قبل بر می گردم ![]()
![]()
![]()
یا من اسمه شفا ...
تنها کاری که از دستمون بر میاد همینه ...![]()
فوري فوري
و من هنوز هيچ كاري نكردم و با آرامش تمام نشستم دارم ايميل هامو چك مي كنم ![]()
![]()
انگار نه انگار كه كلي كار دارم ![]()
![]()
من اصلا نمي دونم چرا براي مسافرت رفتن انقدر آرامشم زياده ![]()
![]()
اگر كسي چيزي لازم داره بگه از اونجا براش بيارم ![]()
![]()
بوس بوس ![]()
باي![]()
بسيار جالب و خواندني درباره چهار فصل زندگي
گذران زندگي مثل تغيير فصول است. شما نمي توانيد فصل ها را تغيير دهيد ولي مطمئنا" مي توانيد خودتان را تغيير دهيد.
آيا مي دانيد ماه بعد يا سال بعد چه اتفاقي برايتان خواهد افتاد؟ مسلما" نه، ولي هر چه پيش آيد قاعدتا" طبق اصول و الگو هاي رفتاري قابل پيش بيني ، عکس العمل نشان خواهيد داد.
از وقتي چشم به اين جهان مي گشاييد مدام دستورالعمل هايي از والدين ، کلاس درس، محيط کار و ... دريافت مي کنيد و تجربه اندوزي مي کنيد. ممکن است اهداف بلند پروازانه اي داشته باشيد و آرزوهاي متعددي در سر بپرورانيد. ولي به هر حال ماداميکه چرخ زندگي مي گردد فراز و نشيب هاي متعدد و احساسات مختلفي را تجربه خواهيد کرد. بايد ياد بگيريد و بتوانيد مهار چرخه ي زندگي خود را در دست بگيريد بدون آنکه نياز باشد خودتان هم با آن بچرخيد ؛ و در مواقع تغيير روال عادي زندگي، بايد بتوانيد آگاهانه و با اقتدار خود را آماده ي پذيرش منطقي سازيد.
به همين دليل است که من به قدرت و ارزش رفتار انسانها اعتقاد دارم. هرچقدر بيشتر در مورد انسانها تحقيق مي کنم، و رفتار ها و سرنوشت هايشان را بررسي مي کنم بيشتر باور مي کنم که اين سرنوشت طبيعي ما است که پيش ميرود. موفقيت، شادکامي و کامروايي در همه ي فصول زندگي ما وجود دارند.
اين شما هستيد که متناسب با نگرش کلي خود به زندگي، تصميم مي گيريد که بخوانيد يا نخوانيد، تلاش کنيد يا تسليم شويد، در ناکامي ها خودتان را سرزنش کنيد يا ديگران را مقصر بدانيد، صادق باشيد يا دروغ بگوييد ، اقدام کنيد يا طفره برويد، پيش رويد يا کنار بکشيد و ...پيروز شويد يا ببازيد. خداوند نعمت بزرگ "اختيار" را بر ما ارزاني داشته تا خودمان پيشرفت و کاميابي - يا شکست و نابودي را انتخاب کنيم.
هدف از خلقت شما روي زمين تعالي خودتان و تلاش در جهت ارتقاء محيط پيرامون و موقعيتتان بوده است. خداوند چقدر زيبا انتهاي کار اين دو خلقت عظيم خود که همانا انسان و زمين است را باز گذاشته است! سر بگردانيد و ببينيد که چه بسيارند رودخانه ها و رودهاي بدون پل، نقاشي هاي کشيده نشده، آوازهاي خوانده نشده، کتابهاي نوشته نشده و فضاها و رموز کشف نشده. براي انجام آنچه که هنوز انجام نشده، خداوند شما را آفريد و قدرت انجام آن را نيز به شما عنايت کرد ولي در عين حال انتخاب با شماست . رفتار پيرو انتخاب و نتيجه پيرو انتخاب، بوجود خواهند آمد. هرآنچه که هستيد و هرآنچه که مي توانستيد باشيد، همه به شما بستگي دارد. ماداميکه زنده هستيد و زندگي مي کنيد فرصت تلاش داريد و در دوران مختلف و فصول متفاوت زندگي، عملکرد يعني همه چيز!
گذران زندگي مثل تغيير فصول است. شما نمي توانيد فصل ها را تغيير دهيد ولي مطمئنا" مي توانيد خودتان را تغيير دهيد.
زمستان
اولين درس زندگي اين است که ياد بگيريم چگونه زمستان ها را پشت سر گذاريم. زمستانهاي مکرر مي آيند و مي روند گاه بلند و گاه کوتاه، گاه سخت و گاه آسان. آنچه که هميشه تکرار مي شود اين است که هميشه در پس پاييز، زمستان مي آيد. در زندگي زمستانهاي مختلفي وجود دارد : زمستان اقتصادي، زمستان اجتماعي، زمستان عواطف و زمستان جسمي _ وقتي چيزي را درک نمي کنيد، زمستان است؛ وقتي اتفاقات ناخوشايند در پي هم مي آيند، زمستان است؛ وقتي بيماريد و نااميد، زمستان است. وجود زمستان انکار ناپذير است، پس بايد ياد بگيريم چگونه از آن عبور کنيم.
سختي ها هميشه بعد از فرصت ها مي آيند و رکود پس از رونق مطرح مي شود. با زمستان چه مي شود کرد؟ مي توان قوي تر، عاقل تر و بهتر بود. زمستان نمي تواند تغيير يابد، ولي شما مي توانيد.
قبل از درک اين حقيقت، هميشه در زمستان مي گفتم اي کاش تابستان بود. وقتي سختي مي کشيدم عادت داشتم بگويم، اي کاش راحت بود. ولي اکنون آرزو نميکنم که کاش زمستان کوتاهتر يا سبک تر بود بلکه آرزو مي کنم که کاش عاقل تر و بهتر بودم. نمي گويم کاش مشکلاتم کمتر بود، مي گويم کاش قوي تر بودم. نمي گويم کاش سختي نمي کشيدم، مي گويم کاش آگاه تر بودم.
"زندگي مثل تغيير فصول است. شما نمي توانيد فصل ها را عوض کنيد ولي مي توانيد خودتان را عوض کنيد"
بهار
خوشبختانه پس از زمستان ، فصل فعاليت و فصل فرصت ها از راه مي رسد. بله فصل بهار...بهار فصل شکوفايي مزرعه ي بارور زندگي است. بذرهاي آگاهي و تعهد کاشته مي شوند و با تلاش و پشتکار به بار مي نشينند.
از راه رسيدن بهار به تنهايي نشانه ي آن نيست که پاييز بعد از آن را به راحتي پشت سر خواهيم گذاشت. بايد از بهار استفاده کنيم. هر يک از شکوفه هاي بهاري مي توانند شکوفا شده و مي توانند تا پاييز از بين بروند. از فرصتي که بهار براي شما فراهم مي کند بهره ببريد. به قول و تعهد بهار ايمان داشته باشيد : هرچه بکاريد، همان را درو خواهيد کرد. ثمره ي ايمان، قانوني است لغو ناشدني : پاداش هر يک کار نيک، دريافت صدها نيکي است ؛ به ازاي دستي که براي ياري کسي دراز مي کنيد، صدها بار دست شما گرفته خواهد شد ؛ به خاطر هر کاري که براي رضاي خداوند انجام مي دهيد، صدها بار پاداش مي گيريد ؛ و به ازاي هر عشقي که ابراز مي کنيد، يک زندگي عشق به شما باز مي گردد.
به خاطر داشته باشيد که بهار زندگي ماهيتا" کوتاه است. ممکن است مسحور زيبايي هاي آن شده، در چشم به هم زدني رفتنش را حسرت بار نظاره کنيد. پس تامل کنيد و عطر دل انگيز گلهاي بهاري را با دل و جان استشمام کرده و قبل از دير شدن کاري بکنيد. مبادا چشم باز کنيد و ببينيد بهار رفته و بذر هاي شما در کيسه اي در دستانتان مانده. عاقلانه و با درايت بذرهايتان را بطور منظم و با برنامه ريزي بکاريد. از صخره ها، علف هاي هرز و موانع ديگر نترسيد. اگر هوشيارانه عمل کنيد هيچ يک از اين موانع بذرهاي شما را از بين نخواهد برد. پس حرکت را انتخاب کنيد....جاي کاهلي نيست. جذابيت هاي ظاهري را رها کنيد و حقيقت را دريابيد ؛ لبخند را بر لب بنشانيد و اخم را فراموش کنيد ؛ به عشق چنگ بزنيد و دشمني ها را دور بريزيد. وقتي بهار دل انگيز به زندگي شما لبخند زد، کارتان را شروع کنيد و از فرصت هايتان استفاده کنيد.
بهار به ما نشان مي دهد که زندگي يک فرصت زيبا است براي کاشت و برداشت. کافي است ياد بگيريم چگونه بار ديگر از صفر شروع کنيم. گويي دوباره زاده شده ايم....اجازه بدهيم جذابيت ها و شگفتي ها ما را به سوي خود بخوانند و انگيزه ي جستجوي معجزات پنهان در پديده ها را در ما ايجاد کنند. بدون فوت وقت در بهار زندگي خود غرق شويد و از فرصت هاي آن بهره گيريد. بهار در زندگي هر يک از ما فقط چند بار رخ خواهد نمود. زندگي کوتاه است، حتي اگر طولاني ترين عمر طبيعي را تجربه کنيم. هر طور که زندگي مي کنيد، از آن لذت ببريد. نباشد که فقط نظاره گر گذشت فصول از پي هم باشيد.
تابستان
در اين فصل از زندگي ، يادبگيريد چگونه مي توان شکوفا شد و چگونه بايد از بذرهاي کاشته شده محافظت کرد. به محض آنکه بذر ها را بکاريد، حشرات موذي و علف هاي هرز مزاحم، آنها را تهديد مي کنند. آنها بذرها را ازبين خواهند برد مگر آنکه....شما از آنها محافظت کنيد. اين يک حقيقت است که هر چيز ارزشمندي نياز به محافظت دارد. نپرسيد چرا . فقط قبول کنيد که حقيقت همين است. با توجه به واقعيات، آغازي زيبا و با ارزش داشته باشيد. هر باغي، روزي مورد حمله قرار خواهد گرفت. از ارزش هاي اجتماعي، ارزش هاي سياسي، ارزش هاي تجاري و دوستي هاي ارزشمند بايد محافظت کرد. هر باغي بايد سراسر تابستان مورد مراقبت باشد، در غير اينصورت به همه ي ثمرات ارزشمند آن دست نخواهيد يافت. بديهي است کساني که به بذر ها و نهالهاي خود توجه مي کنند و از آنها محافظت بعمل مي آورند از شر آفات و حشرات موذي و ساير موانع در امان خواهند بود.
پاييز
پاييز فصل برداشت محصول و استفاده از ثمره ي زحمات کشيده شده در فصل بهار است.در پاييز بر داشت محصول را ياد خواهيد گرفت به شرط آنکه اگر کار خود را درست انجام داده بوديد مغرور نشويد، و اگر مشکلي در کارتان بود اعتراض نکنيد. هيچ چيز لذت بخش تر از آن نيست که خوشه ي ثمرات کار خود را دانه دانه برچينيد و هيچ چيز عذاب آور تر از آن نيست که در فصل برداشت مزرعه ي خود را خشک و بي ثمر بيابيد. در مورد هرچيزي اين امر صادق است که هر چيز به اين دنيا بدهي ، همان را از آن پس خواهي گرفت. اين قانون طبيعت است. با اين وجود بهتر است به نتيجه فکر نکنيد و هر آنچه در توان داريد بکار گيريد و با احساس مسئوليت از بذرهاي خود مراقبت کنيد. پذيرش مسئوليت در زندگي، کمال بلوغ انسانهاست.
زندگي، خود مدام در حال باز يافت و باز سازي است و بخشي از وظايف شما اين است که ياد بگيريد با تغيير فصول خود را تغيير دهيد و ميان تضادها، توازن برقرار کنيد:
روز/شب، خوبي/بدي ، زندگي/مرگ ، آب/خشکي ، تابستان/زمستان ، رونق/رکود و شادي/غم. شما با تضادها و تحولات مختلفي روبرو خواهيد شد...اما به ياد داشته باشيد که هرسال زمستان، بهار،تابستان و پاييزي ديگر خواهيد داشت.
موفقيتهاي هر فصل
اکثر موفقيتهاي شما به نوع رفتار و قابليت شما در کاشت بذرها در فرصتهاي بهار، وجين و شخم زدن در تابستان، برداشت محصول در فصل پاييز و قوي تر، بهتر و آگاه تر شدن در زمستان بستگي دارد. آنچه که براي شما اتفاق مي افتد، آينده ي شما را نمي سازد – نحوه ي پاسخ گويي و عکس العمل شما به آنچه که اتفاق افتاده است سازنده ي آينده ي شماست.


