عاشقانه هاي من
دلم یه جای امن با کلی دوستای مهربون می خواست که بتونم توش راحت از روزانه هام بگم
آیا تو خوشبختی...
آيا سقفي بالاي سرت هست؟
ناني براي خوردن
لباسي براي پوشيدن
و ساعتي براي خوابيدن داري؟ آري
نامي براي خوانده شدن
کتابي براي آموختن
و دانشي براي ياد دادن داري؟ آري
بدني سالم براي برداشتن سبد يک پيرزن.
سقفي براي شاد کردن يک کودک
دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟ آري
لحظهاي براي حس کردن
قلبي براي دوست داشتن
و خدايي براي پرستيدن داري؟ آري
پس خوشبختي بسيار خوشبخت...
ناني براي خوردن
لباسي براي پوشيدن
و ساعتي براي خوابيدن داري؟ آري
نامي براي خوانده شدن
کتابي براي آموختن
و دانشي براي ياد دادن داري؟ آري
بدني سالم براي برداشتن سبد يک پيرزن.
سقفي براي شاد کردن يک کودک
دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟ آري
لحظهاي براي حس کردن
قلبي براي دوست داشتن
و خدايي براي پرستيدن داري؟ آري
پس خوشبختي بسيار خوشبخت...
!! نوشته شده توسط دزي
| 12:34 | چهارشنبه دهم تیر 1388
•


