این درد ول کن ما نیست

دیشب کلی اشک ریختم

جون بعد از یه مقدار ورجه ووووورجه و کلی کدبانو گری که از ما بعید می نمود

ناگهان دیگر نتوانستیم از حالت خوابیده به نشسته یا ایستاده در بیایییییم

و ناگهان اشکهایمان جاری شد از ترس اینکه مبادا برای همیشه گوشه منزل نشین شویم

و این روزهای ما چقدر دردناک است

خدا....