رگ سیاتیک ول کن ما نیست ...
این درد ول کن ما نیست
دیشب کلی اشک ریختم
جون بعد از یه مقدار ورجه ووووورجه و کلی کدبانو گری که از ما بعید می نمود
ناگهان دیگر نتوانستیم از حالت خوابیده به نشسته یا ایستاده در بیایییییم
و ناگهان اشکهایمان جاری شد از ترس اینکه مبادا برای همیشه گوشه منزل نشین شویم
و این روزهای ما چقدر دردناک است
خدا....
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 15:31 توسط دزي
|